تبليغاتX
.:S t e r l i t z i a:.
   
منوي اصلي

 

آرشيو مطالب

 

موضوعات

 

دوستان

 

لينکدوني

 

خبر نامه

نام:   
ايميل:

 

لوگو
 

 

 

آمار
 

افراد آنلاين: نفر


 

This is my Google PageRank? - SmE Rank free service Powered by Scriptme

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
اولين تجربه ي كشاورزي من

امروز مي خوام از شيرين ترين تجربه ي  زندگيم كه شايد تا چند وقت پيش نمي تونستم بهتون بگم بنويسم.

من توي عيد يه تجربه ي كشاورزي خيلي قشنگ داشتم و اون هم كاشت لوبيا توي يه زمين تقريبا 600-700 متري بود.

البته خيلي خيلي غير اقتصادي بود. مثلا هزينه  ي كارگر براي شخم زمين 40 هزار تومان و اينكه اصلا خودم تنهايي نكاشتم .5 نفر به من كمك كردن كه اگه اونا هم كارگر مي بودن ...

بگذريم ، اما اين تجربه اينقدر قشنگ بود كه دوست دارم سال ديگه اون رو به طور جدي شروع كنم ،البته با گياهان زينتي ، تازه يه دوست خوب هم در اين زمينه پيدا كردم.

كشاورزي كردن يه احساس خاصي به آدم مي ده ، مثل آرامش، امنيت، نشاط و طراوت و خيلي چيزاي خوب ديگه .

اگه يه روز خداحافظي كردم به اين خاطر بود كه دوست داشتم بيشتر در مورد كشاورزي عملي بدونم.

حالا چند تا عكس برام از اون مزرعه ي كوچك قشنگم فرستادن كه منم مي ذارم تا شما ببينيد.

اينم بگم توي عكسام يه نوع بيماري ديده مي شه و اين بدليل اينه كه من در زمان رشدشون اصلا اونجا نبودم .(مزرعه توي شمال هست)

 

 

و این هم همون لوبیایی که فکر می کنم یکم مریضه!

 

 

|

/ نوشته شده توسط zeinab در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 20:9