امروز مي خوام از شيرين ترين تجربه ي زندگيم كه شايد تا چند وقت پيش نمي تونستم بهتون بگم بنويسم.
من توي عيد يه تجربه ي كشاورزي خيلي قشنگ داشتم و اون هم كاشت لوبيا توي يه زمين تقريبا 600-700 متري بود.
البته خيلي خيلي غير اقتصادي بود. مثلا هزينه ي كارگر براي شخم زمين 40 هزار تومان و اينكه اصلا خودم تنهايي نكاشتم .5 نفر به من كمك كردن كه اگه اونا هم كارگر مي بودن ...
بگذريم ، اما اين تجربه اينقدر قشنگ بود كه دوست دارم سال ديگه اون رو به طور جدي شروع كنم ،البته با گياهان زينتي ، تازه يه دوست خوب هم در اين زمينه پيدا كردم.
كشاورزي كردن يه احساس خاصي به آدم مي ده ، مثل آرامش، امنيت، نشاط و طراوت و خيلي چيزاي خوب ديگه .
اگه يه روز خداحافظي كردم به اين خاطر بود كه دوست داشتم بيشتر در مورد كشاورزي عملي بدونم.
حالا چند تا عكس برام از اون مزرعه ي كوچك قشنگم فرستادن كه منم مي ذارم تا شما ببينيد.
اينم بگم توي عكسام يه نوع بيماري ديده مي شه و اين بدليل اينه كه من در زمان رشدشون اصلا اونجا نبودم .(مزرعه توي شمال هست)

و این هم همون لوبیایی که فکر می کنم یکم مریضه!
